تبليغاتX
::: EBTEDA >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

 



موضوعات

دنیای جدید
جامعه
دین و آئین
اقتصاد
درنگ
حکایت دل
برای عدالت





بخوانيد

علی شریعتی و شب قدر
مدرنیته یک دین است و نه تطور عینی عالم
مكتب تفكيك از عقيده تا نظريه سياسي
روشنفکران از خودشیفتگی دست بردارند
نگاهی به پدیده «خود نخبه بینی»
اشرافیت دولتی
زندگی قسطی نتیجه رواج فرهنگ مصرف گرایی!
حذف نام خدا از دلار و تخریب مسجد الاقصی؛ دو روی یک سکه!
از عدالتخواهان سوسیالیست تا عدالتخواهان دینی
مهدی نصیری‌ام آرزوست
آرشيو


همراهان

 

هفته نامه آذرپیام
علی صفایی/ع.ص
فصلنامه سمات
عدالتخانه
بارانانه
حلقه
زورنا
ايپك
چله
قافیه
چیبین
ماغازا
واژگون
حاميان
آذر قلم
پلاک14
سولدوز
ایستگاه
آقامهدی
پرسپکتیو
فصل هیوا
عصر ظهور
روز دلتنگي
کمی پنجره
رضا شيباني
خبرنگار میهن
محمود صارمی
تادور... تا قله نور
دالان مسدس
نسل آسمان
هذیان پاک
گفتمگفت
نون و القلم
چهل تیکه
جسدزنده
کلاس آبی
روز وب
پروانگی
قیام نو
پیدا
تفکر
شمیم
خط شکن
ققنوس
آوردگاه ما
آهستان
آرمان خواهی
شهروند درجه دو
دکتر حسین کچویان
به یاد یار سفر کرده
صدايي كه رساست
اسکالپل
عالمي ديگر
فرزدق وار

.

.

.

 

 

 

 

 


 وقتی انسان، «گرگِ انسان» می شود!

«ابزارانگاري» بيماري شايع عصر ماست. آنچنان همه‏گير است كه ديگر هيچ مفهومي ـ حتي از نوع مقدسش ـ شاني در مقابل آن ندارد. «ابزارانگاري» زائيده تفكر مدرن است. بر اين اساس، عناصر موجود در مجموعة حيات بشري ـ بدون توجه به جنسشان ـ زماني اصالت دارند كه «من» را در دستيابي به «هدف» مساعدت و معاضدت نمايند. در غير اين صورت، فاقد ارزش بوده و موضوعيت نيز ندارند. رسيدن به سود، منفعت، ثروت، قدرت، شهرت و سلطه، قرباني مي‏خواهد و دستيابي به آنها ابزار. اين ابزار مي‏تواند هر چيزي باشد. انسان، طبيعت، ماشين، دين، دانش و ...

وقتي انسان ابزار انسان مي‏شود

به تعبيري، نگاه ابزارگرايانه از بطن تفكر «انسان‏گرايانه» متولد شده و در دامان اين انديشه، مشروعيت يافته است. ابزارگرايي، انسان‏ و دارايي‎‏هايش را به يغما برده و از جوهر او چيزي جز زياده‏خواهي باقي نمي‏گذارد. تمامي فضيلت‏هاي اخلاقي و انساني در پيشگاه اين تلقي ويرانگر، رنگ مي‏بازند. در سايه‏سار آموزه‏هاي اين مرام، انسان تبديل به موجودي سيري‏ناپذير مي‏شود كه حتي به «آدمخواري» نيز روي مي‏آورد! آري آدمخواري. سالها پيش، زمانيكه «توماس هابز»، انسان را «گرگِ انسان» ناميد، شايد همگان به اين گفته به چشم يك تئوري غيرقابل تحقق مي‏نگريستند ولي امروز شاهديم كه چگونه نظام حيات بشر به سمتی حركت مي‏كند كه انسان‏ها را مبدل به گرگ نمايد. تجسم اين گفته چندان سخت نيست. مگر غير از اين است كه امروز «انسان»ها، «انسان‏»ها را مي‏خورند و بر پشته‏هاي همنوعان خود كاخ آرزوي خود را بنياد مي‏نهند؟

نظام زندگي بشرِ امروز، بازخوردي غير از «آدمخواري» ندارد. ساختار زندگاني جديد، به شكلي آب‏بندي شده است كه مردمان چنين مي‏پندارند كه اگر ديگران را نخورند، خورده مي‏شوند. پس «هر كه خورنده‏تر، بَرنده‏تر»! به واقع به انسان ياد مي‏دهند كه «حيات» خود را در «ممات» ديگران بجويد و «سعادت» خود را در «فلاكت» سايرين.

روابط اقتصادي حاكم بر جامعه انساني را بنگريد. ظالمانه‏ترين مناسبات با صرا خواهيد ديد. بهره‏كشي‏هاي بي‏حد و حساب و قواعد يكطرفه‏اي كه به نفع طبقه‏اي معين برقرار گرديده است، آنچنان عادي و طبيعي جلوه داده مي‏شوند كه گويي از ازل چنين بوده و ضعفا محكوم به تحمل اين شرايط هستند.انديشمند اقتصاد مدرن، تعريفي كه از رفاه ارائه مي‏نمايد، بر اين استوار است كه براي بهره‏مندي جمعي از انسانها از مطلوبيت، چاره‏اي جز اين نيست كه جمعي ديگر از انسانها بهره‏مند نباشند.

البته اين تنها انسان نيست كه ابزار مي‏شود. همانگونه كه گفته شد، هيچ عنصري در اين وادي در امان نيست. حريم خدا نيز مورد تعرض واقع مي‏شود. آيات و نشانه‏هاي الهي، كه جز براي تنبه انسان نيستند، نيز وسيله مي شود. وسيله‏اي براي دست يازيدن به شهرت، شهوت، قدرت، ثروت و ...


 روح الله رشيدي، شنبه 9 شهریور1387 |     |....

 

 

 


 

درنگ

آسمانها گله دارند: ز ما سیر شدید

بس که بر خاک نشستید زمین گیر شدید

پی اکسیر بریدید زگهواره تان

وایتان باد، نجستید و چنین پیر شدید

سر آن «بار امانت» چه بلا آوردید

که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید؟

محمدعلی بهمنی


هفته نامه آذرپيام