تبليغاتX
::: EBTEDA >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

 



موضوعات

دنیای جدید
جامعه
دین و آئین
اقتصاد
درنگ
حکایت دل
برای عدالت





بخوانيد

علی شریعتی و شب قدر
مدرنیته یک دین است و نه تطور عینی عالم
مكتب تفكيك از عقيده تا نظريه سياسي
روشنفکران از خودشیفتگی دست بردارند
نگاهی به پدیده «خود نخبه بینی»
اشرافیت دولتی
زندگی قسطی نتیجه رواج فرهنگ مصرف گرایی!
حذف نام خدا از دلار و تخریب مسجد الاقصی؛ دو روی یک سکه!
از عدالتخواهان سوسیالیست تا عدالتخواهان دینی
مهدی نصیری‌ام آرزوست
آرشيو


همراهان

 

هفته نامه آذرپیام
علی صفایی/ع.ص
فصلنامه سمات
عدالتخانه
بارانانه
حلقه
زورنا
ايپك
چله
قافیه
چیبین
ماغازا
واژگون
حاميان
آذر قلم
پلاک14
سولدوز
ایستگاه
آقامهدی
پرسپکتیو
فصل هیوا
عصر ظهور
روز دلتنگي
کمی پنجره
رضا شيباني
خبرنگار میهن
محمود صارمی
تادور... تا قله نور
دالان مسدس
نسل آسمان
هذیان پاک
گفتمگفت
نون و القلم
چهل تیکه
جسدزنده
کلاس آبی
روز وب
پروانگی
قیام نو
پیدا
تفکر
شمیم
خط شکن
ققنوس
آوردگاه ما
آهستان
آرمان خواهی
شهروند درجه دو
دکتر حسین کچویان
به یاد یار سفر کرده
صدايي كه رساست
اسکالپل
عالمي ديگر
فرزدق وار

.

.

.

 

 

 

 

 

«سرمایه داری +17 رکعت» را شنیده اید لابد؛ عبارتی گویا و گَزنده که نشان از التقاط ِ شدید در مبانی اسلامی دارد. البته اگر سرمایه داری را یک شعار من درآوردی برای تخریب حریف یا همان «ثروتمند بودن» تصور نکنیم، آنگاه درخواهیم یافت که با چه موضوع دردآوری روبروییم. اسلام که آمد، سرمایه داران را به زحمت انداخت.

روح اسلامِ محمد(ص) با سرمایه داری در تضاد آشکار بود. پس محمد(ص) به جهاد برخاست و سرمایه دارانِ جاهل را به تسلیم واداشت. شمشیر اسلام را که بیخ گلوی خود دیدند، شهادتین را بر زبان جاری ساخته و پیشانی بر زمین ساییدند به نشانه ی «اسلام»؛ نماز خواندند تا در امان باشند. مُسلم شدند اما روحِ سرمایه داری بر جانشان حاکم بود. لعاب اسلام به این روح زدند تا حذف نشوند و نشدند...

... سرمایه داری زنده ماند. آن هم در دلِ جامعه ی اسلام آورده. سرمایه داران، هیچگاه عَلمِ مخالفت با مناسک اسلام را برنیافراشتند؛ بل، بیش از دیگران بدانها همت گماردند. حاجی شدند، نماز خواندند، ولیمه دادند، روضه خواندند، ریش گذاشتند، انگشتری بر دست کردند و دگمه را تا آخر بستند و... با این همه، اما سرمایه دار ماندند. همین ها، مرامِ «سرمایه داری+17 رکعت» را بنیاد نهادند، که پیروانش کم نیستند. 17 رکعت که هیچ؛ نوافل را هم بجا آوردند اما نخواستند به دینِ محمد(ص) درآیند! عجیب است؛ نه؟

**

می خواستم از «جاهلیت+17رکعت» بنویسم که نشد. می شود نوشت؟

**

پیشنهاد می کنم این نوشته را هم بخوانید: «از این ثروتمندان متنفریم»


 روح الله رشيدي، چهارشنبه 5 اسفند1388 |     |....

 

 

 


 

درنگ

آسمانها گله دارند: ز ما سیر شدید

بس که بر خاک نشستید زمین گیر شدید

پی اکسیر بریدید زگهواره تان

وایتان باد، نجستید و چنین پیر شدید

سر آن «بار امانت» چه بلا آوردید

که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید؟

محمدعلی بهمنی


هفته نامه آذرپيام